|
السلام علیک یا سلطان خراسان کرامات امام هشتم
|
حضرت امام رضا (ع) ميفرمايد : بر حق شكيبا باشيد ، اگر چه تلخ و ناگوار باشد .
آیا می دانید ؟؟؟
۱) حضرت على بن موسى (ع) ، ملقّب به رضا ، در سال 148 هجرى قمرى در روز 11 ذیقعده
در مدینه به دنیا آمد . اولین منظره ای که نوه پیامبر اکرم (ص) در دنیای هستی نظاره کرد ،
جمال زیبای پدرش رهبر پارسایان و امام موحدین بود و اولین صدایی که به گوشش رسید ،
الفاظ زیبای ((الله اکبر)) و ((اشهد ان لا اله الا الله)) بود .
۲) پدر آن حضرت ، امام موسى بن جعفر(ع) و مادرش بانویى بزرگوار به نام نجمه بود .
که او را سمانه و تُکْتَمْ و طاهره نیز می گفتند . در روایتهای مختلفی که به ما رسیده است
نام ها و کنیه ها و لقبهای ام البنین ، سکن ، خیزران و شقرا ، را نیز برای مادر امام رضا (ع)
نقل کرده اند .
۳) امام هشتم (ع) از نظر چهره و وضع جسمانی بسیار جذاب و زیبا بود صورت مبارکش
گندم گون ، و محاسنی انبوه و زیبا و قامتی متعادل داشت . در چشم های درشت و سیاهش
که از زیر ابروان پرپشتش نمایان بود یک دنیا جذبه و نفوذ معنوی موج می زد و همچون جد
بزرگوارش رسول خدا دو رشته گیسو چهره مبارکش را در میان داشت .
۴) در مورد پوشش ایشان نوشته اند : امام رضا (ع) همواره جامه ای بسیار ساده و بیشتر
فقط یک پیراهن از پارچه های درشت و خشن بر تن می کرد و تنها در مجالس عمومی و در
بین مردم جبه ای لطیف روی آن می پوشید .
۵) امام موسی بن جعفر (ع) ، امام رضا (ع) را وصی و سرپرست اموال و اولاد و همسران و
مادران فرزندان خود قرار داد ، بدون اینکه برای دیگر فرزندان خود حق تصرف در چیزی را پس
از درگذشت خویش قرار داده باشد و در این باره وصیتنامه ای مرقوم و پس از گواهی بسیاری
از اهل بیت و اصحابش آن را مهر فرمود و لعنت فرستاد بر کسی که مهر از آن برگیرد ؛ اما
برادران ایشان درباره این وصیت و ترکه پدر با آن حضرت نزاع کردند .
۶) خانه ای که امام (ع) در آن رشد کرد ، عالی ترین خانه در جهان اسلام بود ، چرا که مرکز تقوا و فضیلت روحانی خاص بود که بهترین بشر و امام راستین و عادل در اسلام را تربیت کرد . گذشته از آن محیطی که ایشان در آن بزرگ شد ، محل زندگی بهترین مردان و دانشمندان بود که زیر نظر پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (ع) تحقیق می کردند . ۷) رفتار امام رضا(ع) نسبت به خانواده و برادرانش نمونه ای از اثبات حق بود . امام از کسانی که از دین خدا خارج شده بودند ، روی می گردانید . او سوگند یاد کرده بود که هرگز با برادرش زید صحبت نخواهد کرد تا خدای متعال را ملاقات کند ، و این در حالی بود که زید مرتکب کاری بر خلاف قانون الهی شده بود . کاری که باید در مقابل آن چنین عکس العملی نشان داده می شد . ۸) در فصول المهمة گفته شده است : نقش انگشتری امام رضا ( ع ) "حسبی الله" بود . و در کافی به سند از خود امام رضا (ع) نقل شده است که فرمود : نقش انگشتری من "ما شاء الله لا قوه الا بالله" است . صدوق نیز در عیون گوید : نقش انگشتری آن حضرت "ولی الله" بود . ۹) بعد از شهادت امام کاظم (ع) ، آن حضرت در 35 سالگى عهده دار مسئولیت امامت و حفظ مبانى اسلامى و رهبرى شیعیان گردید . ۱۰) امام رضا (ع) به علت خفقان ایجاد شده در حکومت عباسیان مدّتى از علنى ساختن
امامت خود پرهیز و با ضعیف شدن حکومت عباسیان ، حضرت امامت خود را علنى فرمود .....
[ چهارشنبه 12 فروردین 1394 ] [ 14:53 ] [ مریم محمدی ]
[
ارسال نظر(0)
]
روی هر پله که باشی خدا یه پله از تو بالاتره
نه به خاطر اینکه خداست بلکه به خاطر اینکه دستتو بگیره...
حضرت امام رضا (ع) ميفرمايد :
آن كس كه خود را در معرض تهمت قرار دهد نبايد كسي را كه به او گمان بد برده است ملامت كند .
نامه ای از سوی خدا :
می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود .
همان دلهای بزرگی که جای من در آن است
آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم .
دلتنگی هایت را از خودت بپرس .
و نگران هیچ چیز نباش !
هنوز من هستم . هنوز خدایت همان خداست ! هنوز روحت از جنس من
است !
اما من نمی خواهم تو همان باشی !
تو باید در هر زمان بهترین باشی .
نگران شکستن دلت نباش !
میدانی ؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند .
و جنسش عوض نمی شود ...
و میدانی که من شکست ناپذیر هستم ...
و تو مرا داری ... برای همیشه !
چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...
چون هر گاه تنها شدی ، تازه مرا یافته ای ...
چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم ،
صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام !
درست است مرا فراموش کردی ، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!
دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...
می خواهم شاد باشی ...
این را من می خواهم ...
تو هم می توانی این را بخواهی ، خشنودی مرا .
من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)
و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...
نگران نباش ! دستان مهربانم قلبت را می فشارد .
شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟
اما ، نه من هم دل به دلت بیدارم !
فقط کافیست خوب گوش بسپاری !
و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن ! پروردگارت ...
[ چهارشنبه 12 فروردین 1394 ] [ 13:56 ] [ مریم محمدی ]
[
ارسال نظر(0)
]
قالَ رضا علیه السلام : لایُجْمَعُ الْمالُ إ لاّ بِخَمْسِ خِصالٍ: بِبُخْلٍ شَدیدٍ، وَ اءمَلٍ طَویلٍ، وَ حِرصٍ غالِبٍ، وَ قَطیعَةِ الرَّحِمِ، وَ إ یثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَةِ. فرمود: ثروت ، انباشته نمى گردد مگر با یكى از پنج خصلت : بخیل بودن ، آرزوى طول و دراز داشتن ، حریص بر دنیا بودن ، قطع صله رحم كردن ، آخرت را فداى دنیا كردن .
معجزه قافله ای از خراسان به طرف کرمان حرکت میکرد . در بین راه ، دزدان بر اهالی کاروان حملهکردند و مردی را که گمان میکردند ثروتمند است گرفتند و روزهای زیادی او را در میان برفحبس کردند ، دهانش را پر از برف کردند تا مجبور شود جای پول های خود را بگوید.سرانجام زن یکی از دزدان بر این مرد ترحم کرد و او را آزاد ساخت . مرد فرار کرد ولی در اثرشکنجه ، دهان و زبانش بهشدت آسیب دیده بود ، بهطوری که دیگر قادر به سخن گفتن نبود.شبی در خواب دید که مردی می گوید حضرت رضا (ع) وارد خراسان شده ، نزد او برو و دوایدرد خود را بخواه . او هم در خواب نزد امام رفت و امام به او فرمود : زیره و سیسنبر و نمک رابکوب و در دهان خود نگاه دار ، خوب می شوی . مرد از خواب بیدار شد ولی به خواب خوداعتنائی نکرد ، و سرانجام خود را به نیشابور رساند . به او گفتند امام از نیشابور رفته و اکنونبه رباط سعد رسیده است .مرد به رباط سعد رفت و خدمت امام رسید ، با سختی فراوان جریان دزدان را تعریف کرد و ازامام خواست او را شفا ببخشد .امام بلافاصله فرمود : برو همان دستوری را که در خواب به تو دادم ، عمل کن ...مرد به دستور امام عمل کرد و خوب شد .
|
|
|
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
|