اسلایدر

السلام علیک یا سلطان خراسان

السلام علیک یا سلطان خراسان
کرامات امام هشتم
قالب وبلاگ

 

 

 

 

 

 

 

نقشه حرم امام رضا(ع)

 

 

فرشچیان و نقاشی امام رضا (ع)

فرشچیان و نقاشی امام رضا (ع)

یکی از زیباترین و نفیس ترین آثار استاد محمود فرشچیان، نگارگر پرآوازه معاصر، تابلوی ضامن آهو است که هم اکنون در موزه فرشچیان سعدآباد نگهداری می‌شود. استاد فرشچیان در این گفت‌و‌گوی کوتاه به چند نکته از تصویرگری این تابلو اشاره کرده است.


 

چه شد که تصمیم گرفتید تابلوى ضامن آهو و چهره امام رضا(ع) را به تصویر بکشید؟

 

قدیم وقتى نقاشان مى‌خواستند صورت معصومین(ع) را تصویر کنند، یا پرده‌اى بر روى صورت ایشان مى‌کشیدند یا هاله‌اى نور پشت سرشان قرار مى‌دادند. من با چنین تصویر و تصورى تابلو و طرح صورت امام رضا(ع) را - که عاشقانه دوستشان دارم- شروع کردم. مى‌خواستم اول امام را از پشت سر طراحى کنم، ولى مقتضیات تابلو ایجاد مى‌کرد که ایشان را از روبه رو تصویر نمایم. وقتى به صورت حضرت رسیدم، نتوانستم آن گونه که مى خواهم طرح را کار کنم. صورت، ساعت ها و روزها دست نخورده ماند، بعد از ظهر یک روز، مثل همیشه که هنگام نقاشى وضو مى‌گیرم، وضو گرفتم و روبه مشهد ایستادم و زیارت خاصه حضرت را خواندم بعد رفتم سراغ تابلو و قلم را گرفتم و شروع کردم. بدون آن که قلم را بردارم یا طرح را عوض کنم، صورت را ساختم. وقتى هم تمام شد، دیگر تغییرى در آن ایجاد نکردم.

فرشچیان:من خودم کارى نمى‌کنم. هر چه مى‌بینید، خدا و لطف خداست. هیچ هنرمندى هنرش جاودانه نمى‌شود، مگر بر اساس اعتقاد و ایمانش کار کند و به باورهاى الهى‌اش تکیه بزند.

در این تابلو چه ویژگی‌ها و ظرافت‌هایی به کار برده‌اید؟

این اولین بارى است که چهره معصومى وسط هاله نورى قرار دارد که مى‌توان از پس آن، صورت را نیز تشخیص داد. مشابه هاله نورى که در اطراف صورت حضرت کار شده را نمى‌توانید در هیچ اثر مذهبى دیگر پیدا کنید.

 

تمام عناصر تشکیل دهنده تابلو ضامن آهو، و تمام خطوط و پرسوناژهاى آن، همه معطوف به وجود امام رضا (ع) هستند و تمام منحنى‌ها به سوى ایشان ختم مى‌شوند. پرسوناژ امام (ع) از لحاظ رنگ و فرم هم طورى قرار گرفته که در فراز بوده و باقى عناصر در فرود باشند. در چهره بچه آهوانى که به خدمت حضرت مى‌آیند، حالتى از خوشحالى و شادمانى توأم با احترام دیده مى‌شود، که این احترام به صورت زانو زدن در برابر امام (ع) متجلى است.

 

 

هنگام خلق آثاری که مربوط به ائمه (ع) است، آیا عنایتى خاص از سوى آنها دریافت می‌کردید؟

 

بدون شک. بدون شک. بدون شک. من خودم کارى نمى‌کنم. هر چه مى‌بینید، خدا و لطف خداست. هیچ هنرمندى هنرش جاودانه نمى‌شود، مگر بر اساس اعتقاد و ایمانش کار کند و به باورهاى الهى‌اش تکیه بزند.
 

    تابلوی ضامن آهو ( امام رضا ) اثر استاد فرشچیان

 
 
 

 

 

 


[ دوشنبه 14 اردیبهشت 1394
] [ 19:11 ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]

شاید برای شما جالب باشد که بدانید روی سنگ مزار گل هشتم شیعیان چه چیزی نوشته شده است.

باشگاه خبرنگاران نوشت: «تاکنون سه سنگ مرقد بر مزار حضرت رضا (علیه السلام) نصب گردیده که هر کدام ارزش تاریخی خود را دارند. در اینجا به اجمال تاریخچه این سنگ و مفصل از نوشته های سنگ کنونی را برای شما بازگو می کنیم.

قدیمی‌ ترین سنگ مرقد امام رضا(ع) ، سنگ مرمری با ابعاد 40 * 30 و قطر 6 سانتی‌متر است که در اوایل قرن ششم بر مزار امام ( علیه السلام ) نصب شد . این سنگ از نفایس بسیار ارزشمند موزه آستان قدس رضوی، از نظر تاریخی است و اهمیت فوق العاده‌ ای دارد . سه کتیبه در حاشیه سنگ و یک کتیبه در سطح محرابی شکل آن به خط کوفی شکسته نقش بسته است .

دومین سنگ مرقد امام ( علیه السلام ) ، به‌ظاهر سنگی از جنس مونسار ( مرمر سفید آهکی ) است که به‌جای سنگ قبلی بر مزار امام ( علیه السلام ) جای داشته و آگاهی چندانی از چگونگی آن به دست نیامده است .

سومین سنگ مزار حضرت ، سنگی مرمر بسیار ممتاز از معدن توران‌پشت یزد است . این سنگ به رنگ سبز چمنی با ابعاد 20 / 2 در 10 / 1 و قطر یک متر و وزن 3600 کیلوگرم است که هم‌ زمان با تعویض و نصب ضریح پنجم در سال 1379 ه .ق در حرم مطهر ، درون ضریح بر مرقد امام ( علیه السلام ) نصب شد .

سنگ پیشین مضجع شریف امام ( علیه السلام ) به لحاظ قدمت و آسیب دیدگی ، همزمان با تعویض و نصب ضریح جدید با حضور مقام معظم رهبری ، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ( مدّظله‌العالی ) تعویض و به‌جای آن سنگ جدید با محتوای الهام بخش هنری و آیات الهی بر مضجع نورانی امام ( علیه السلام ) نصب شد .

بر سطح این سنگ جدید ، علاوه بر کلمات مقدس و الهام بخش ، تاریخ ولادت و شهادت امام هشتم ( علیه السلام ) نقش بسته است .

متن کتیبه سطح سنگ جدید مرقد امام رضا ( علیه السلام )

متن زیر بر سطح سنگ جدید مرقد امام رضا ( علیه السلام ) حک شده است :

«هذا هو المرقد الشریف للامام التقی النقی الصدیق الشهید ، وارث الانبیاء والمرسلین ، ثامن الائمه المعصومین من اهل بیت رسول رب العالمین ، حجه الله علی الخلق اجمعین ، سیدنا و مولانا ابی الحسن الرضا علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین .

ولد بالمدینه فی الحادی عشر من ذی القعده عام 148 و استشهد بطوس فی آخر صفر سنه 203 من الهجره النبویه و قد جدّد هذا المضجع المطهر عام 1418 ه .ق »

ترجمه متن کتیبه :

«این مرقد شریف امام پرهیزگار ، پاک ، راستگو ، شهید و وارث پیامبران و فرستادگان پروردگار ، هشتمین فرد از امامان معصوم اهل بیت پیامبر خدای جهانیان ، حجت خدا بر تمام موجودات عالم ، آقا و مولای ما ابوالحسن رضا ، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیه السلام ) ، که سلام و درود خداوند بر تمام آنان باد .

در روز 11 ذی العقده سال 148 ه .ق در مدینه متولد و در آخر ماه صفر سال 203 از هجرت پیامبر ، در شهر توس شهید شد و این مرقد مطهر در سال 1418 ه .ق بازسازی شد . »

و نیز دو بیت زیر از اشعاری که حضرت به قصیده دعبل ملحق فرموده‌ اند ، بر آن حک شده :

و قبر بطوس یا لها من مصیبه * الحت علی الاحشاء بالزّفرات الی الحشر حتی یبعث الله قائماً * یفرّجُ عنا الغمّ و الکربات

( قبری در طوس است ، چه عجب مصیبتی است ، مصیبت آن با ناله ‌های دردناک ، آتش حسرت را تا روز قیامت در درون می ‌افروزد تا اینکه خداوند قائمی را برانگیزد و اندوه و سختی‌ ها را از ما برطرف سازد . )

علاوه بر این ، آیاتی از کلام الله مجید نیز زینت ‌بخش سنگ شده است :

بالای سر مبارک : یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی

پیش روی مبارک : انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت و یطهرکم تطهیراً

پشت سر مبارک : سلام علی آل یاسین انا کذالک نجزی المحسنین انه من عبادنا المؤمنین

پایین پای مبارک : یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم

زیر خط ‌های کتیبه نوشته شده است :

سلام علی آل طه و یس * سلام علی آل خیر النبیین

سلام علی روضه حل فیها * امام یباهی به الملک و الدین»

 




[ دوشنبه 14 اردیبهشت 1394
] [ 19:07 ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]

بسم الله الرحمن الرحیم

منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. خدای تو را شکر می نمایم که توفیق دوباره زیارت آقای عزیزم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) را نصیبم نمودی. آقا جان ای امام رضای عزیز از شما نیز متشکرم که اجازه ورود حقیر را به درگاهت صادر نموده اید. این هفته مورخ 29/10/1393 ساعت 17.10 دقیقه بلیط قطار طوس مشهد را خریداری نموده بودم. کمی زودتر به ایستگاه رسیدم و منتظر اعلام سوار شدن به قطار ماندم. قطار کمی تاخیر داشت. حدود ساعت 17.30 بلندگوی سالن مسافران را برای سوار شدن از خط 6 دعوت نمود. به سمت قطار رفتم و در کوپه خود نشستم. آقا و خانم جوانی بعد از من وارد کوپه شده و نشستند. احساس راحتی نداشتم چون هم برای من و هم برای آن دو که خانواده بودند سخت بود و هر دو معذب بودیم. وقتی ریس قطار آمد پیشنهاد شد که جابجایی صورت گیرد و ایشان نیز قول جابجایی دادند و حدود نیم ساعت بعد این جابجایی صورت گرفت و در سالن دیگری مستقر شدم. در این سفر بر عکس سفرهای دیگر هیچ همسفری نداشتم که امام رضایی باشد و سر صحبت باز شود لذا خاطره ای از سفر رفت ندارم. حدود ساعت شش صبح به مشهد رسیدم و در حدود ساعت شش و نیم حرم بودم. با یکی از دوستانم که برای زیارت و ثبت نام خادمی زودتر از من به حرم رسیده بود هماهنگ نموده بودم که در پایین پای حضرت در رواق دارالسلام ایشان را ببینم. لذا ابتدا به سراغ ایشان رفتم ولی ایشان را پیدا ننمودم. در رواق خدام مشغول انجام زیارت و دعای صبحگاهی بودند. حقیر نیز برای انجام اعمال زیارت روبروی ضریح مطهر آقا قرار گرفتم وشروع به خواندن زیارتنامه نمودم. سپس به سمت بالا سر حضرت رفتم و شروع به خواندن ادامه زیارت نمودم در آنجا حال عجیبی به من دست داد که ممکن است در این چند مدت اینقدر احساس لذت دعا و نیایش را در حرم امام رضای عزیز پیدا ننموده بودم و این شور و حال وصف ناشدنی بود بعد از خواندن دعا و زیارت و دعا نمودن برای تمام دوستان و اهل خانواده بسمت ضریح مطهر رفتم و از حضرت اذن خواستم که راه برایم باز شود و بدون اینکه دچار هیچ سختی و فشار ناشی از جمعیت قرار بگیرم راه برایم باز شد و به ضریح مطهر رسیدم. بسیار خوشحال بودم و گریه امانم نمی داد. بعد از لحظه ای از ضریح مطهر جدا شده و بسمت پایین پای حضرت حرکت نمودم و خواندن زیارت حضرت را ادامه دادم. سپس برای خواندن نماز به رواق دارالذکر رفتم. نماز خواندم و زیارت حضرت را تمام نمودم و جهت پیدا نمودن دوستم به رواق دارالسلام رفتم. مراسم خدام در حال اتمام بود. خبری از دوستم نبود. در این لحظه چشمم به یکی از خادمان خاص آقا افتاد که نسبت به ایشان ارادت داشتم.  منتظر ماندم تا بعد از مراسم ایشان را ببینم . مراسم تمام شد به سوی ایشان رفتم و عرض مسئله ای را مطرح نمودم ایشان آن را حکمت الهی دانستند ولی من خواستم ایشان در این رابطه دستورالعملی بفرمایند که ایشان نیز دستورالعملی مرحمت نمودند. بعد از خداحافظی با ایشان بسمت دارالقرآن رفتم. دوست عزیزم در کنار درب ورودی دارالقرآن نشسته بود. بسمت ایشان رفتم و روبوسی نمودم. به ایشان گفتم فرصت هست تا سوالهایی که داشتید از این دوست خادممان سوال بفرمایید. لذا دوباره بسمت رواق پایین پای حضرت برگشتیم. من ابتدا بسمت آن خادم عزیز رفتم و گفتم که این دوستم قاری قرآن است و در برخی مسائل ابهام دارد لذا لطفا شما جواب این سوالها را بفرمایید. ایشان نیز قبول نمودند و در کنار خودشان جایی بازنموند و دوستم رفتند و در کنار ایشان نشستند و حقیر به دارالقرآن برگشتم. به محض رسیدن دیدم دوستان بسمت مدرسه پریزاد برای اجرای مراسم صبحگاهی می روند و من نیز به دنبال آنها رفتم. سخنران حضرت حجت الاسلام و المسلمین سید جعفر طباطبایی بودند و من چقدر با دیدن ایشان احساس شعف و خوشحال می نمایم زیرا دیدن مومنی عالیمقام خود می تواند انسان را متحول نماید. ایشان در باب خوبی به مردم و انجام کارهای مردم و کمک به آنها صحبت نمودند و در این زمینه بسیار متذکر شدند که در نزد خداوند متعال چقدر اجر و ثواب دارد. پس از پایان سخنرانی بسمت ایشان رفتم و با ایشان مصاحفه نمودم. پس از سخنرانی نوبت به صبحانه بود. حقیر منتظر ماندم تا دوستم از پیش آن خادم عزیز برگردد. با دیدن دوستم ایشان را نیز با خود برای صرف صبحانه بردم. بعد از خوردن صبحانه به دارالقرآن برگشتیم و از سر شیفت خود اجازه گرفتم تا دوستم را برای ثبت نام خادمی حضرت پیش مسوول آن ببرم. بسمت محل ثبت نام رفتیم ولی متاسفانه مسوول آن در مرخصی بودند لذا دوباره برگشتیم. در این خصوص با سر شیفت محترم صحبت نمودم و ایشان مدارک را گرفتند و قول مساعدت دادند. انشالله هر چه خدا و امام رضای عزیز بخواهد همان می شود. تا ظهر مشغول انجام خدمت به زوار عزیز بودم تا اینکه نوبت به نماز ظهر شد. نماز جماعت دردارلقرآن برگزار گردید و بعد از نماز به اتفاق دوستم به سمت ایستگاه راه آهن حرکت نمودیم.



[ شنبه 12 اردیبهشت 1394
] [ 12:03 ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]


َ


 

 

سلام بر اقا علی بن موسی الرضا...

 

ای امام خوبان ...یا شاه خراسان ...


 امروز11 اردیبهشت ماه سال 1394برای اولین بار تلاش کردیم با انجام اعمالی هرچند خیلی جزیی خادم درگهت باشیم امیدوارم توفیق داشته باشیم هر سال در چنین روزی خادم ان امام بزرگوارو مورد قبول حضرتش واقع شویم .انشاالله


[ شنبه 12 اردیبهشت 1394
] [ 00:12 ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]

 

 

سه چیز را با احتیاط برداریم : قدم ,قلم ,قسم

سه چیز را پاک نگه داریم: جسم ,خیال ,لباس

از سه چیز کار بگیریم: عقل ,همت ,صبر

سه چیز را نشکنیم : دل ، قسم ، پیمان

سه چیز را هرگز نخوریم : حسرت، افسوس ، غصه

خود را به سه چیز آلوده نکنیم: خیانت ، قمار ، اعتیاد

از سه چیز خود را دور نگه داریم: حسادت ، حماقت،غرور 

با سه چیز کار انجام ندهیم : ترس ، ریا ، غضب

از سه چیز فرار کنیم : تنبلی ، شک ، تعصب

 سه چیز را  راحت نریزیم: اشک ،خون ، آبرو

به سه چیز عادت نکنیم : دوست ؛ تلویزیون، اینترنت

از سه چیز نون نخوریم : دزدی، قرض ، تملق

سه کار را زیاد انجام دهیم: زیارت ، عبادت ، سیاحت


 


[ جمعه 11 اردیبهشت 1394
] [ 23:34 ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]


[ جمعه 11 اردیبهشت 1394
] [ 23:04 ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]


[ جمعه 11 اردیبهشت 1394
] [ 23:03 ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]

 

1- سه ویژگى برجسته مؤمن
لا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَكُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پیامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است.
2- پاداش نیكى پنهانى و سزاى افشا كننده بدى
« أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَةً، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ ».
پنهان كننده كار نیك [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشكاركننده كار بد سرافكنده است، و پنهان كننده كار بد آمرزیده است.
3- نظافت
« مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِیاءِ التَّنَظُّفُ ».
از اخلاق پیامبران، نظافت و پاكیزگى است.
4- امین و امیننما
« لَمْ یَخُنْكَ الاَْمینُ وَ لكِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ ».
امین به تو خیانت نكرده [و نمىكند] و لیكن [تو] خائن را امین تصوّر نموده اى.
5- مقام برادر بزرگتر
« أَلاَْخُ الاَْكْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَْبِ ».
برادر بزرگتر به منزله پدر است.
6- دوست و دشمن هر كس
« صَدیقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ ».
دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست.
7- نام بردن با احترام
« إِذا ذَكَرْتَ الرَّجُلَ وَهُوَ حاضِرٌ فَكَنِّهِ، وَ إِذا كَانَ غائِباً فَسَمِّه ».
چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] كنیه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو.
8- بدى قیل و قال
« إِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْقیلَ وَ الْقالَ وَ إضاعَةَ الْمالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤالِ ».
به درستى كه خداوند، داد و فریاد و تلف كردن مال و پُرخواهشى را دشمن مىدارد.
9- ویژگیهاى دهگانه عاقل
« لا یَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فیهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَیْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. یَسْتَكْثِرُ قَلیلَ الْخَیْرِ مِنْ غَیْرِهِ، وَ یَسْتَقِلُّ كَثیرَ الْخَیْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا یَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَیْهِ، وَ لا یَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَیْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ. ثُمَّ قالَ(علیه السلام): أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قیلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(علیه السلام): لا یَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَیْرٌ مِنّى وَ أَتْقى ».
عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این كه ده خصلت را دارا باشد:1ـ از او امید خیر باشد. 2ـ از بدى او در امان باشند. 3ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد. 4ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد. 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. 7ـ فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد. 8ـ خوارى در راه خدایش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. 9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. 10ـ سپس فرمود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز این كه بگوید او از من بهتر و پرهیزكارتر است.
10- نشانه سِفله
« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام) عَنِ السِّفْلَةِ فَقالَ(علیه السلام):مَنْ كانَ لَهُ شَىْءٌ یُلْهیهِ عَنِ اللّهِ ».
از امام رضا(علیه السلام) سؤال شد: سفله كیست؟فرمود: آن كه چیزى دارد كه از [یاد] خدا بازش دارد.
11- ایمان، تقوا و یقین
« إِنَّ الاِْیمانَ أَفْضَلُ مِنَ الاٌِسْلامِ بِدَرَجَه، وَ التَّقْوى أَفْضَلُ مِنَ الاِْیمانِ بِدَرَجَة وَ لَمْ یُعطَ بَنُو آدَمَ أَفْضَلَ مِنَ الْیَقینِ ».
ایمان یك درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا یك درجه بالاتر از ایمان است و به فرزند آدم چیزى بالاتر از یقین داده نشده است.
12- میهمانى ازدواج
« مِنَ السُّنَّةِ إِطْعامُ الطَّعامِ عِنْدَ التَّزْویجِ ».
اطعام و میهمانى كردن براى ازدواج از سنّت است.
13- صله رحم با كمترین چیز
« صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بِشَرْبَة مِنْ ماء، وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الأَذى عَنْه ».
پیوند خویشاوندى را برقرار كنید گرچه با جرعه آبى باشد، و بهترین پیوند خویشاوندى، خوددارى از آزار خویشاوندان است.
14- سلاح پیامبران
« عَنِ الرِّضا(علیه السلام) أَنَّهُ كانَ یَقُولُ لاَِصْحابِهِ: عَلَیْكُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِیاءِ، فَقیلَ: وَ ما سِلاحُ الاَْنْبِیاءِ؟ قالَ: أَلدُّعاءُ ».
حضرت رضا(علیه السلام) همیشه به اصحاب خود مىفرمود: بر شما باد به اسلحه پیامبران، گفته شد: اسلحه پیامبران چیست؟ فرمود: دعا.
15- نشانه هاى فهم
« إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ یَكْسِبُ الَْمحَبَّةَ، إِنَّهُ دَلیلٌ عَلى كُلِّ خَیْر ».
از نشانه هاى دین فهمى، حلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حكمت است. خاموشى و سكوت، دوستىآور و راهنماى هر كار خیرى است.
16- گوشه گیرى و سكوت
« یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَكُونُ الْعافِیَةُ فیهِ عَشَرَةَ أَجْزاء: تِسْعَةٌ مِنْها فى إِعْتِزالِ النّاسِ وَ واحِدٌ فِى الصَّمْتِ ».
زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن عافیت ده جزء است كه نُه جزء آن در كناره گیرى از مردم و یك جزء آن در خاموشى است.
17- حقیقت توكّل
« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ حَدِّ التَّوَكُّلِّ؟ فَقالَ(علیه السلام): أَنْ لا تَخافَ أحَدًا إِلاَّاللّهَ ».
از امام رضا(علیه السلام) از حقیقت توكّل سؤال شد.
فرمود: این كه جز خدا از كسى نترسى.
18- بدترین مردم
« إِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْ مَنَعَ رِفْدَهُ وَ أَكَلَ وَحْدَهُ وَ جَلَدَ عَبْدَهُ ».
به راستى كه بدترین مردم كسى است كه یارىاش را [از مردم] باز دارد و تنها بخورد و زیردستش را بزند.
19- زمامداران را وفایى نیست
« لَیْسَ لِبَخیل راحَةٌ، وَ لا لِحَسُود لَذَّةٌ، وَ لا لِمُـلـُوك وَفاءٌ وَ لا لِكَذُوب مُرُوَّةٌ ».
بخیل را آسایشى نیست و حسود را خوشى و لذّتى نیست و زمامدار را وفایى نیست و دروغگو را مروّت و مردانگى نیست.
20- دست بوسى نه!
« لا یُقَبِّلُ الرَّجُلُ یَدَ الرَّجُلِ، فَإِنَّ قُبْلَةَ یَدِهِ كَالصَّلاةِ لَهُ ».
كسى دست كسى را نمىبوسد، زیرا بوسیدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.
21- حُسن ظنّ به خدا
« أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ كانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْیَسیرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْیَسیرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْیا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ ».
به خداوند خوشبین باش، زیرا هر كه به خدا خوشبین باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر كه به رزق و روزى اندك خشنودباشد، خداوند به كردار اندك او خشنود باشد، و هر كه به اندك از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبك و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.
22- اركان ایمان
« أَلاْیمانُ أَرْبَعَةُ أَرْكان: أَلتَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَ التَّسْلیمُ لاَِمْرِاللّهِ، وَ التَّفْویضُ إِلَى اللّهِ ».
ایمان چهار ركن دارد: 1ـ توكّل بر خدا 2ـ رضا به قضاى خدا 3ـ تسلیم به امر خدا4ـ واگذاشتن كار به خدا.
23- بهترین بندگان خدا
« سُئِلَ عَلَیْهِ السَّلامُ عَنْ خِیارِ الْعبادِ؟ فَقالَ(علیه السلام):أَلَّذینَ إِذا أَحْسَنُوا إِسْتَبْشَرُوا، وَ إِذا أَساؤُوا إِسْتَغْفَرُوا وَ إِذا أُعْطُوا شَكَرُوا، وَ إِذا أُبْتِلُوا صَبَرُوا، وَ إِذا غَضِبُوا عَفَوْ ».
از امام رضا(علیه السلام) درباره بهترین بندگان سؤال شد.
فرمود: آنان كه هر گاه نیكى كنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شكر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر كنند، و هر گاه خشم كنند درگذرند.
24- تحقیر فقیر
« مَنْ لَقِىَ فَقیرًا مُسْلِمًا فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَى الاَْغْنِیاءِ لَقَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیمَةِ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبانُ ».
كسى كه فقیر مسلمانى را ملاقات نماید و بر خلاف سلام كردنش بر اغنیا بر او سلام كند، در روز قیامت در حالى خدا را ملاقات نماید كه بر او خشمگین باشد.
25- عیش دنیا
« سُئِلَ الاِْمامُ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ عَیْشِ الدُّنْیا؟ فَقالَ: سِعَةُ الْمَنْزِلِ وَ كَثْرَةُ الُْمحِبّینَ ».
از حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره خوشى دنیا سؤال شد. فرمود: وسعت منزل و زیادى دوستان.
26- آثار زیانبار حاكمان ظالم
« إِذا كَذَبَ الْوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَةُ، وَ إِذا حُبِسَتِ الزَّكوةُ ماتَتِ الْمَواشى ».
زمانى كه حاكمان دروغ بگویند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خوار گردد. و اگر زكات اموال داده نشود چهارپایان از بین روند.
27- رفع اندوه از مؤمن
« مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللّهُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ القِیمَةِ ».
هر كس اندوه و مشكلى را از مؤمنى برطرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.
28- بهترین اعمال بعد از واجبات
« لَیْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».
بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.
29- سه چیز وابسته به سه چیز
« ثَلاثَةٌ مُوَكِّلٌ بِها ثَلاثَةٌ: تَحامُلُ الاَْیّامِ عَلى ذَوِى الاَْدَواتِ الْكامِلَةِ وَإِسْتیلاءُ الْحِرْمانِ عَلَى الْمُتَقَدَّمِ فى صَنْعَتِهِ، وَ مُعاداةُ الْعَوامِ عَلى أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ ».
سه چیز وابسته به سه چیز است: 1ـ سختى روزگار بر كسى كه ابزار كافى دارد، 2ـ محرومیت زیاد براى كسى كه در صنعت عقب مانده باشد، 3ـ و دشمنىِ مردم عوام با اهل معرفت.
30- میانه روى و احسان
« عَلَیْكُمْ بِالْقَصْدِ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ الْبِرِّ مِنَ الْقَلیلِ وَ الْكَثیرِ فَإِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى یَعْظُمُ شِقَّةَ الـتَّمْرَةِ حَتّى یَأْتِىَ یَوْمَ الْقِیمَةِ كَجَبَلِ أُحُد ».
بر شما باد به میانهروى در فقر و ثروت، و نیكى كردن چه كم و چه زیاد، زیرا خداوند متعال در روز قیامت یك نصفه خرما را چنان بزرگ نماید كه مانند كوه اُحد باشد.
31- دیدار و اظهار دوستى با هم
« تَزاوَرُوا تَحابُّوا وَ تَصافَحُوا وَ لا تَحاشَمُو ».
به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.
32- راز پوشى در كارها
« عَلَیْكُمْ فى أُمُورِكُمْ بِالْكِتْمانِ فى أُمُورِ الدّینِ وَ الدُّنیا فَإِنَّهُ رُوِىَ « أَنَّ الاِْذاعَةَ كُفْرٌ» وَ رُوِىَ « الْمُذیعُ وَ الْقاتِلُ شَریكانِ» وَ رُوِىَ « ما تَكْتُمُهُ مِنْ عَدُوِّكَ فَلا یَقِفُ عَلَیْهِ وَلیُّكَ».:
بر شما باد به رازپوشى در كارهاتان در امور دین و دنیا. روایت شده كه « افشاگرى كفر است» و روایت شده « كسى كه افشاى اَسرار مىكند با قاتل شریك است» و روایت شده كه « هر چه از دشمن پنهان مىدارى، دوست توهم بر آن آگاهى نیابد».
33- پیمان شكنى و حیلهگرى
« لا یَعْدُمُ المَرْءُ دائِرَةَ السَّوْءِ مَعَ نَكْثِ الصَّفَقَةِ، وَ لا یَعْدُمُ تَعْجیلُ الْعُقُوبَةِ مَعَ إِدِّراءِ الْبَغْىِ ».
آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پیمان شكنى رهایى یابد، و از چنگال عقوبت رهایى ندارد كسى كه با حیله به ستمگرى مىپردازد.
34- برخورد مناسب با چهار گروه
« إِصْحَبِ السُّلْطانَ بِالْحَذَرِ، وَ الصَّدیقَ بِالتَّواضُعِ، وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعامَّةَ بِالْبُشْرِ ».
با سلطان و زمامدار با ترس و احتیاط همراهى كن، و با دوست با تواضع و با دشمن با احتیاط، و با مردم با روى خوش.
35- رضایت به رزق اندك
« مَنْ رَضِىَ عَنِ اللّهِ تَعالى بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِىَ اللّهُ مِنْهُ بِالْقَلیلِ مِنَ الْعَمَلِ ».
هر كس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى باشد.
36- عقل و ادب
« أَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ، وَ الاَْدَبُ كُلْفَةٌ فَمَنْ تَكَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ، وَ مَنْ تَكَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ یَزْدِدْ بِذلِكَ إِلاّ جَهْل ».
عقل، عطیّه و بخششى است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمّل یك مشقّت است، و هر كس با زحمت ادب را نگهدارد، قادر بر آن مىشود، امّا هر كه به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود.
37- پاداشِ تلاشگر
« إِنَّ الَّذى یَطْلُبُ مِنْ فَضْل یَكُفُّ بِهِ عِیالَهُ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنَ الُْمجاهِدِ فى سَبیلِ اللّهِ ».
به راستى كسى كه در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.
38- به پنج كس امید نداشته باش
« خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فیهِ فَلا تَرْجُوهُ لِشَىْء مِنَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ:مَنْ لَمْ تَعْرِفَ الْوَثاقَةَ فى أُرُومَتِهِ، وَ الكَرَمَ فى طِباعِهِ، وَ الرَّصانَةَ فى خَلْقِهِ، وَ النُّبْلَ فى نَفْسِهِ، وَ الَْمخافَةَ لِرَبِّهِ ».
پنج چیز است كه در هر كس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باش:1ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبینى،2ـ و كسى كه در سرشتش كَرم نیابى،3ـ و كسى كه در آفرینشش استوارى نبینى،4ـ و كسى كه در نفسش نجابت نیابى،5ـ و كسى كه از خدایش ترسناك نباشد.
39- پیروزىِ عفو و گذشت
« مَا التَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ إِلاّ نُصِرَ أَعْظَمُهُما عَفْوً ».
هرگز دو گروه با هم روبه رو نمىشوند، مگر این كه نصرت و پیروزى با گروهى است كه عفو و بخشش بیشترى داشته باشد.
40- عمل صالح و دوستى آل محمّد
« لا تَدْعُوا الْعَمَلَ الصّالِحَ وَ الاِْجْتِهادَ فِى الْعِبادَةِ إِتِّكالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد(علیهم السلام) وَ لا تَدْعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّد(علیهم السلام)لاَِمْرِهِمْ إِتِّكالاً عَلَى الْعِبادَةِ فَإِنَّهُ لا یُقْبَلُ أَحَدُهُما دُونَ الاْخَرِ ».
مبادا اعمال نیك را به اتّكاى دوستى آل محمّد(علیهم السلام) رها كنید، و مبادا دوستى آل محمّد(علیهم السلام) را به اتّكاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ كدام از این دو، به تنهایى پذیرفته نمىشود.

 



[ سه‌شنبه 08 اردیبهشت 1394
] [ 11:10 ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]

 


شيخ طوسی از حضرت رضا(ع) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: «در خراسان بقعه‏ای است و زمانی خواهد آمد كه آن بقعه همواره محل رفت و آمد و مطاف فرشتگان می‏ شود تا روز قيامت كه در صور دميده می‏ شود و قيامت فرا می ‏رسد.»

پاداش زيارت حضرت رضا(علیه السلام):

جناب شيخ طوسي از حضرت رضا(ع) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود:«در خراسان بقعه‏اي است و زماني خواهد آمد كه آن بقعه همواره محل رفت و آمد و مطاف فرشتگان مي‏شود تا روز قيامت كه در صور دميده مي‏شود و قيامت فرا مي‏رسد.»
پرسيدند: اي پسر رسول خدا! اين بقعه كدام بقعه است؟ فرمود:«اين بقعه در سرزمين طوس است، به خدا سوگند! آن زمين، باغي از باغهاي بهشت است. هر كه مرا دراين بقعه زيارت كند مانند كسي است كه رسول خدا را زيارت كرده است و براي او پاداش هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول نوشته خواهد شد و من و پدرانم روز قيامت شفاعت كننده او خواهيم بود
 

مزیت زیارت حضرت علی ابن موسی الرضا(علیه السلام) در قیامت:

در مواقف قيامت سه جاست كه هيچ كس به ياد ديگرى نيست ؛ و فقط به موارد زير مى انديشد.1- ميزان عمل : عاقبتش به خير خواهد بود يا نه ؟ 2- چگونگى عبور از صراط: از صراط خواهد گذشت يا سقوط خواهد كرد؟ 3- تحويل گرفتن نامه عمل : نامه اعمالش به دست چپش داده خواهد شد يا به دست راستش ؟

حضرت رضا(ع) فرمود: من در اين موارد خطرناك به داد زوارم خواهم رسيد و از آنان شفاعت خواهم كرد.هر كس مرا در اين فاصله دورى كه دارم - زيارت كند روز قيامت سه جا به دادش مى رسم و او را از شدت آن سه مورد آسوده مى كنم : 1- هنگامى كه نامه هاى اعمال به دست راست يا چپ تحويل داده مى شود. 2- هنگام عبور از صراط 3- هنگام سنجش اعمال .

 

   

                دل که شد از آن من صاعقه اش می کنم ***** شعله جانسوز بی سابقه اش می کنم

                    هرکــه شود زائـــرم؛وقـت خداحـافـظی  ***** تـــا در باغ بهشت بدرقه اش می کنم


 

 


[ دوشنبه 31 فروردین 1394
] [ 19:16 ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]


 

 

ابوالحسن علی بن موسی الرضا (۱۴۸۲۰۳ ه‍. ق.)، ملقب به «رضا» امام هشتم شیعیان دوازده امامی که وی

را با عنوان امام رضا یاد می‌کنند. پدر او ابوالحسن موسی الکاظم‌الصابر (امام کاظم) هفتمین امامشیعیان و مادرش

طبق روایات مختلف نام‌ها، کنیه‌ها و لقب‌های «ام‌البنین، نجمه، سکن و تکتم» را دارد. زادگاه علی بن موسی شهر

مدینه بود و در توس درگذشت. شیعیان مأمون خلیفهٔ عباسی را که او را ولیعهد حکومت عباسیان کرده بود را مسئول

وفاتش می‌دانند. مقبرهٔ وی در شهر مشهد قرار دارد و سالانه مورد بازدید میلیون‌ها مسلمان شیعه و سنی از

ایران، پاکستان، بحرین، عراق و دیگر کشورها قرار می‌گیرد.

 


[ دوشنبه 31 فروردین 1394
] [ 19:06 ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...24252627صفحه بعد
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.... السلام علیک یا سلطان خراسان... آن دل كه به ياد تو نباشد، دل نيست قلبى كه به عشقت نتپد جز گِل نيست آن كس كه ندارد به سر كوى توراه، از زندگى بى ثمرش حاصل نيست.. یا امام رضا مددی......................
امکانات وب