اسلایدر

السلام علیک یا سلطان خراسان

السلام علیک یا سلطان خراسان
کرامات امام هشتم
قالب وبلاگ

 

1- سه ویژگى برجسته مؤمن
لا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَكُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پیامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است.
2- پاداش نیكى پنهانى و سزاى افشا كننده بدى
« أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَةً، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ ».
پنهان كننده كار نیك [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشكاركننده كار بد سرافكنده است، و پنهان كننده كار بد آمرزیده است.
3- نظافت
« مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِیاءِ التَّنَظُّفُ ».
از اخلاق پیامبران، نظافت و پاكیزگى است.
4- امین و امیننما
« لَمْ یَخُنْكَ الاَْمینُ وَ لكِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ ».
امین به تو خیانت نكرده [و نمىكند] و لیكن [تو] خائن را امین تصوّر نموده اى.
5- مقام برادر بزرگتر
« أَلاَْخُ الاَْكْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَْبِ ».
برادر بزرگتر به منزله پدر است.
6- دوست و دشمن هر كس
« صَدیقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ ».
دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست.
7- نام بردن با احترام
« إِذا ذَكَرْتَ الرَّجُلَ وَهُوَ حاضِرٌ فَكَنِّهِ، وَ إِذا كَانَ غائِباً فَسَمِّه ».
چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] كنیه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو.
8- بدى قیل و قال
« إِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْقیلَ وَ الْقالَ وَ إضاعَةَ الْمالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤالِ ».
به درستى كه خداوند، داد و فریاد و تلف كردن مال و پُرخواهشى را دشمن مىدارد.
9- ویژگیهاى دهگانه عاقل
« لا یَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فیهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَیْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. یَسْتَكْثِرُ قَلیلَ الْخَیْرِ مِنْ غَیْرِهِ، وَ یَسْتَقِلُّ كَثیرَ الْخَیْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا یَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَیْهِ، وَ لا یَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَیْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ. ثُمَّ قالَ(علیه السلام): أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قیلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(علیه السلام): لا یَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَیْرٌ مِنّى وَ أَتْقى ».
عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این كه ده خصلت را دارا باشد:1ـ از او امید خیر باشد. 2ـ از بدى او در امان باشند. 3ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد. 4ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد. 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. 7ـ فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد. 8ـ خوارى در راه خدایش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. 9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. 10ـ سپس فرمود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز این كه بگوید او از من بهتر و پرهیزكارتر است.
10- نشانه سِفله
« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام) عَنِ السِّفْلَةِ فَقالَ(علیه السلام):مَنْ كانَ لَهُ شَىْءٌ یُلْهیهِ عَنِ اللّهِ ».
از امام رضا(علیه السلام) سؤال شد: سفله كیست؟فرمود: آن كه چیزى دارد كه از [یاد] خدا بازش دارد.
11- ایمان، تقوا و یقین
« إِنَّ الاِْیمانَ أَفْضَلُ مِنَ الاٌِسْلامِ بِدَرَجَه، وَ التَّقْوى أَفْضَلُ مِنَ الاِْیمانِ بِدَرَجَة وَ لَمْ یُعطَ بَنُو آدَمَ أَفْضَلَ مِنَ الْیَقینِ ».
ایمان یك درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا یك درجه بالاتر از ایمان است و به فرزند آدم چیزى بالاتر از یقین داده نشده است.
12- میهمانى ازدواج
« مِنَ السُّنَّةِ إِطْعامُ الطَّعامِ عِنْدَ التَّزْویجِ ».
اطعام و میهمانى كردن براى ازدواج از سنّت است.
13- صله رحم با كمترین چیز
« صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بِشَرْبَة مِنْ ماء، وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الأَذى عَنْه ».
پیوند خویشاوندى را برقرار كنید گرچه با جرعه آبى باشد، و بهترین پیوند خویشاوندى، خوددارى از آزار خویشاوندان است.
14- سلاح پیامبران
« عَنِ الرِّضا(علیه السلام) أَنَّهُ كانَ یَقُولُ لاَِصْحابِهِ: عَلَیْكُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِیاءِ، فَقیلَ: وَ ما سِلاحُ الاَْنْبِیاءِ؟ قالَ: أَلدُّعاءُ ».
حضرت رضا(علیه السلام) همیشه به اصحاب خود مىفرمود: بر شما باد به اسلحه پیامبران، گفته شد: اسلحه پیامبران چیست؟ فرمود: دعا.
15- نشانه هاى فهم
« إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ یَكْسِبُ الَْمحَبَّةَ، إِنَّهُ دَلیلٌ عَلى كُلِّ خَیْر ».
از نشانه هاى دین فهمى، حلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حكمت است. خاموشى و سكوت، دوستىآور و راهنماى هر كار خیرى است.
16- گوشه گیرى و سكوت
« یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَكُونُ الْعافِیَةُ فیهِ عَشَرَةَ أَجْزاء: تِسْعَةٌ مِنْها فى إِعْتِزالِ النّاسِ وَ واحِدٌ فِى الصَّمْتِ ».
زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن عافیت ده جزء است كه نُه جزء آن در كناره گیرى از مردم و یك جزء آن در خاموشى است.
17- حقیقت توكّل
« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ حَدِّ التَّوَكُّلِّ؟ فَقالَ(علیه السلام): أَنْ لا تَخافَ أحَدًا إِلاَّاللّهَ ».
از امام رضا(علیه السلام) از حقیقت توكّل سؤال شد.
فرمود: این كه جز خدا از كسى نترسى.
18- بدترین مردم
« إِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْ مَنَعَ رِفْدَهُ وَ أَكَلَ وَحْدَهُ وَ جَلَدَ عَبْدَهُ ».
به راستى كه بدترین مردم كسى است كه یارىاش را [از مردم] باز دارد و تنها بخورد و زیردستش را بزند.
19- زمامداران را وفایى نیست
« لَیْسَ لِبَخیل راحَةٌ، وَ لا لِحَسُود لَذَّةٌ، وَ لا لِمُـلـُوك وَفاءٌ وَ لا لِكَذُوب مُرُوَّةٌ ».
بخیل را آسایشى نیست و حسود را خوشى و لذّتى نیست و زمامدار را وفایى نیست و دروغگو را مروّت و مردانگى نیست.
20- دست بوسى نه!
« لا یُقَبِّلُ الرَّجُلُ یَدَ الرَّجُلِ، فَإِنَّ قُبْلَةَ یَدِهِ كَالصَّلاةِ لَهُ ».
كسى دست كسى را نمىبوسد، زیرا بوسیدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.
21- حُسن ظنّ به خدا
« أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ كانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْیَسیرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْیَسیرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْیا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ ».
به خداوند خوشبین باش، زیرا هر كه به خدا خوشبین باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر كه به رزق و روزى اندك خشنودباشد، خداوند به كردار اندك او خشنود باشد، و هر كه به اندك از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبك و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.
22- اركان ایمان
« أَلاْیمانُ أَرْبَعَةُ أَرْكان: أَلتَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَ التَّسْلیمُ لاَِمْرِاللّهِ، وَ التَّفْویضُ إِلَى اللّهِ ».
ایمان چهار ركن دارد: 1ـ توكّل بر خدا 2ـ رضا به قضاى خدا 3ـ تسلیم به امر خدا4ـ واگذاشتن كار به خدا.
23- بهترین بندگان خدا
« سُئِلَ عَلَیْهِ السَّلامُ عَنْ خِیارِ الْعبادِ؟ فَقالَ(علیه السلام):أَلَّذینَ إِذا أَحْسَنُوا إِسْتَبْشَرُوا، وَ إِذا أَساؤُوا إِسْتَغْفَرُوا وَ إِذا أُعْطُوا شَكَرُوا، وَ إِذا أُبْتِلُوا صَبَرُوا، وَ إِذا غَضِبُوا عَفَوْ ».
از امام رضا(علیه السلام) درباره بهترین بندگان سؤال شد.
فرمود: آنان كه هر گاه نیكى كنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شكر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر كنند، و هر گاه خشم كنند درگذرند.
24- تحقیر فقیر
« مَنْ لَقِىَ فَقیرًا مُسْلِمًا فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَى الاَْغْنِیاءِ لَقَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیمَةِ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبانُ ».
كسى كه فقیر مسلمانى را ملاقات نماید و بر خلاف سلام كردنش بر اغنیا بر او سلام كند، در روز قیامت در حالى خدا را ملاقات نماید كه بر او خشمگین باشد.
25- عیش دنیا
« سُئِلَ الاِْمامُ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ عَیْشِ الدُّنْیا؟ فَقالَ: سِعَةُ الْمَنْزِلِ وَ كَثْرَةُ الُْمحِبّینَ ».
از حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره خوشى دنیا سؤال شد. فرمود: وسعت منزل و زیادى دوستان.
26- آثار زیانبار حاكمان ظالم
« إِذا كَذَبَ الْوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَةُ، وَ إِذا حُبِسَتِ الزَّكوةُ ماتَتِ الْمَواشى ».
زمانى كه حاكمان دروغ بگویند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خوار گردد. و اگر زكات اموال داده نشود چهارپایان از بین روند.
27- رفع اندوه از مؤمن
« مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللّهُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ القِیمَةِ ».
هر كس اندوه و مشكلى را از مؤمنى برطرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.
28- بهترین اعمال بعد از واجبات
« لَیْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».
بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.
29- سه چیز وابسته به سه چیز
« ثَلاثَةٌ مُوَكِّلٌ بِها ثَلاثَةٌ: تَحامُلُ الاَْیّامِ عَلى ذَوِى الاَْدَواتِ الْكامِلَةِ وَإِسْتیلاءُ الْحِرْمانِ عَلَى الْمُتَقَدَّمِ فى صَنْعَتِهِ، وَ مُعاداةُ الْعَوامِ عَلى أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ ».
سه چیز وابسته به سه چیز است: 1ـ سختى روزگار بر كسى كه ابزار كافى دارد، 2ـ محرومیت زیاد براى كسى كه در صنعت عقب مانده باشد، 3ـ و دشمنىِ مردم عوام با اهل معرفت.
30- میانه روى و احسان
« عَلَیْكُمْ بِالْقَصْدِ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ الْبِرِّ مِنَ الْقَلیلِ وَ الْكَثیرِ فَإِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى یَعْظُمُ شِقَّةَ الـتَّمْرَةِ حَتّى یَأْتِىَ یَوْمَ الْقِیمَةِ كَجَبَلِ أُحُد ».
بر شما باد به میانهروى در فقر و ثروت، و نیكى كردن چه كم و چه زیاد، زیرا خداوند متعال در روز قیامت یك نصفه خرما را چنان بزرگ نماید كه مانند كوه اُحد باشد.
31- دیدار و اظهار دوستى با هم
« تَزاوَرُوا تَحابُّوا وَ تَصافَحُوا وَ لا تَحاشَمُو ».
به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.
32- راز پوشى در كارها
« عَلَیْكُمْ فى أُمُورِكُمْ بِالْكِتْمانِ فى أُمُورِ الدّینِ وَ الدُّنیا فَإِنَّهُ رُوِىَ « أَنَّ الاِْذاعَةَ كُفْرٌ» وَ رُوِىَ « الْمُذیعُ وَ الْقاتِلُ شَریكانِ» وَ رُوِىَ « ما تَكْتُمُهُ مِنْ عَدُوِّكَ فَلا یَقِفُ عَلَیْهِ وَلیُّكَ».:
بر شما باد به رازپوشى در كارهاتان در امور دین و دنیا. روایت شده كه « افشاگرى كفر است» و روایت شده « كسى كه افشاى اَسرار مىكند با قاتل شریك است» و روایت شده كه « هر چه از دشمن پنهان مىدارى، دوست توهم بر آن آگاهى نیابد».
33- پیمان شكنى و حیلهگرى
« لا یَعْدُمُ المَرْءُ دائِرَةَ السَّوْءِ مَعَ نَكْثِ الصَّفَقَةِ، وَ لا یَعْدُمُ تَعْجیلُ الْعُقُوبَةِ مَعَ إِدِّراءِ الْبَغْىِ ».
آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پیمان شكنى رهایى یابد، و از چنگال عقوبت رهایى ندارد كسى كه با حیله به ستمگرى مىپردازد.
34- برخورد مناسب با چهار گروه
« إِصْحَبِ السُّلْطانَ بِالْحَذَرِ، وَ الصَّدیقَ بِالتَّواضُعِ، وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعامَّةَ بِالْبُشْرِ ».
با سلطان و زمامدار با ترس و احتیاط همراهى كن، و با دوست با تواضع و با دشمن با احتیاط، و با مردم با روى خوش.
35- رضایت به رزق اندك
« مَنْ رَضِىَ عَنِ اللّهِ تَعالى بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِىَ اللّهُ مِنْهُ بِالْقَلیلِ مِنَ الْعَمَلِ ».
هر كس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى باشد.
36- عقل و ادب
« أَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ، وَ الاَْدَبُ كُلْفَةٌ فَمَنْ تَكَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ، وَ مَنْ تَكَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ یَزْدِدْ بِذلِكَ إِلاّ جَهْل ».
عقل، عطیّه و بخششى است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمّل یك مشقّت است، و هر كس با زحمت ادب را نگهدارد، قادر بر آن مىشود، امّا هر كه به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود.
37- پاداشِ تلاشگر
« إِنَّ الَّذى یَطْلُبُ مِنْ فَضْل یَكُفُّ بِهِ عِیالَهُ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنَ الُْمجاهِدِ فى سَبیلِ اللّهِ ».
به راستى كسى كه در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.
38- به پنج كس امید نداشته باش
« خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فیهِ فَلا تَرْجُوهُ لِشَىْء مِنَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ:مَنْ لَمْ تَعْرِفَ الْوَثاقَةَ فى أُرُومَتِهِ، وَ الكَرَمَ فى طِباعِهِ، وَ الرَّصانَةَ فى خَلْقِهِ، وَ النُّبْلَ فى نَفْسِهِ، وَ الَْمخافَةَ لِرَبِّهِ ».
پنج چیز است كه در هر كس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باش:1ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبینى،2ـ و كسى كه در سرشتش كَرم نیابى،3ـ و كسى كه در آفرینشش استوارى نبینى،4ـ و كسى كه در نفسش نجابت نیابى،5ـ و كسى كه از خدایش ترسناك نباشد.
39- پیروزىِ عفو و گذشت
« مَا التَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ إِلاّ نُصِرَ أَعْظَمُهُما عَفْوً ».
هرگز دو گروه با هم روبه رو نمىشوند، مگر این كه نصرت و پیروزى با گروهى است كه عفو و بخشش بیشترى داشته باشد.
40- عمل صالح و دوستى آل محمّد
« لا تَدْعُوا الْعَمَلَ الصّالِحَ وَ الاِْجْتِهادَ فِى الْعِبادَةِ إِتِّكالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد(علیهم السلام) وَ لا تَدْعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّد(علیهم السلام)لاَِمْرِهِمْ إِتِّكالاً عَلَى الْعِبادَةِ فَإِنَّهُ لا یُقْبَلُ أَحَدُهُما دُونَ الاْخَرِ ».
مبادا اعمال نیك را به اتّكاى دوستى آل محمّد(علیهم السلام) رها كنید، و مبادا دوستى آل محمّد(علیهم السلام) را به اتّكاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ كدام از این دو، به تنهایى پذیرفته نمىشود.

 



[
] [ ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]

 


شيخ طوسی از حضرت رضا(ع) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: «در خراسان بقعه‏ای است و زمانی خواهد آمد كه آن بقعه همواره محل رفت و آمد و مطاف فرشتگان می‏ شود تا روز قيامت كه در صور دميده می‏ شود و قيامت فرا می ‏رسد.»

پاداش زيارت حضرت رضا(علیه السلام):

جناب شيخ طوسي از حضرت رضا(ع) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود:«در خراسان بقعه‏اي است و زماني خواهد آمد كه آن بقعه همواره محل رفت و آمد و مطاف فرشتگان مي‏شود تا روز قيامت كه در صور دميده مي‏شود و قيامت فرا مي‏رسد.»
پرسيدند: اي پسر رسول خدا! اين بقعه كدام بقعه است؟ فرمود:«اين بقعه در سرزمين طوس است، به خدا سوگند! آن زمين، باغي از باغهاي بهشت است. هر كه مرا دراين بقعه زيارت كند مانند كسي است كه رسول خدا را زيارت كرده است و براي او پاداش هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول نوشته خواهد شد و من و پدرانم روز قيامت شفاعت كننده او خواهيم بود
 

مزیت زیارت حضرت علی ابن موسی الرضا(علیه السلام) در قیامت:

در مواقف قيامت سه جاست كه هيچ كس به ياد ديگرى نيست ؛ و فقط به موارد زير مى انديشد.1- ميزان عمل : عاقبتش به خير خواهد بود يا نه ؟ 2- چگونگى عبور از صراط: از صراط خواهد گذشت يا سقوط خواهد كرد؟ 3- تحويل گرفتن نامه عمل : نامه اعمالش به دست چپش داده خواهد شد يا به دست راستش ؟

حضرت رضا(ع) فرمود: من در اين موارد خطرناك به داد زوارم خواهم رسيد و از آنان شفاعت خواهم كرد.هر كس مرا در اين فاصله دورى كه دارم - زيارت كند روز قيامت سه جا به دادش مى رسم و او را از شدت آن سه مورد آسوده مى كنم : 1- هنگامى كه نامه هاى اعمال به دست راست يا چپ تحويل داده مى شود. 2- هنگام عبور از صراط 3- هنگام سنجش اعمال .

 

   

                دل که شد از آن من صاعقه اش می کنم ***** شعله جانسوز بی سابقه اش می کنم

                    هرکــه شود زائـــرم؛وقـت خداحـافـظی  ***** تـــا در باغ بهشت بدرقه اش می کنم


 

 


[
] [ ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]


 

 

ابوالحسن علی بن موسی الرضا (۱۴۸۲۰۳ ه‍. ق.)، ملقب به «رضا» امام هشتم شیعیان دوازده امامی که وی

را با عنوان امام رضا یاد می‌کنند. پدر او ابوالحسن موسی الکاظم‌الصابر (امام کاظم) هفتمین امامشیعیان و مادرش

طبق روایات مختلف نام‌ها، کنیه‌ها و لقب‌های «ام‌البنین، نجمه، سکن و تکتم» را دارد. زادگاه علی بن موسی شهر

مدینه بود و در توس درگذشت. شیعیان مأمون خلیفهٔ عباسی را که او را ولیعهد حکومت عباسیان کرده بود را مسئول

وفاتش می‌دانند. مقبرهٔ وی در شهر مشهد قرار دارد و سالانه مورد بازدید میلیون‌ها مسلمان شیعه و سنی از

ایران، پاکستان، بحرین، عراق و دیگر کشورها قرار می‌گیرد.

 


[
] [ ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]



 

 

 

حضرت امام رضا (ع) مي‌فرمايد :

بر حق شكيبا باشيد ، اگر چه تلخ و ناگوار باشد .

 


 



آیا می دانید ؟؟؟  

 

۱) حضرت على بن موسى (ع) ، ملقّب به رضا ، در سال 148 هجرى قمرى در روز 11 ذیقعده

 

در مدینه به دنیا آمد . اولین منظره ای که نوه پیامبر اکرم (ص) در دنیای هستی نظاره کرد ،

 

جمال زیبای پدرش رهبر پارسایان و امام موحدین بود و اولین صدایی که به گوشش رسید ،

 

الفاظ زیبای ((الله اکبر)) و ((اشهد ان لا اله الا الله)) بود .

 

۲) پدر آن حضرت ، امام موسى بن جعفر(ع) و مادرش بانویى بزرگوار به نام نجمه بود .

 

که او را سمانه و تُکْتَمْ و طاهره نیز می گفتند . در روایتهای مختلفی که به ما رسیده است

 

نام ها و کنیه ها و لقبهای ام البنین ، سکن ، خیزران و شقرا ، را نیز برای مادر امام رضا (ع)

 

نقل کرده اند .

 

۳) امام هشتم (ع) از نظر چهره و وضع جسمانی بسیار جذاب و زیبا بود صورت مبارکش

 

گندم گون ، و محاسنی انبوه و زیبا و قامتی متعادل داشت . در چشم های درشت و سیاهش

 

که از زیر ابروان پرپشتش نمایان بود یک دنیا جذبه و نفوذ معنوی موج می زد و همچون جد

 

بزرگوارش رسول خدا دو رشته گیسو چهره مبارکش را در میان داشت .

 

۴) در مورد پوشش ایشان نوشته اند : امام رضا (ع) همواره جامه ای بسیار ساده و بیشتر

 

فقط یک پیراهن از پارچه های درشت و خشن بر تن می کرد و تنها در مجالس عمومی و در

 

بین مردم جبه ای لطیف روی آن می پوشید .

 

۵) امام موسی بن جعفر (ع) ، امام رضا (ع) را وصی و سرپرست اموال و اولاد و همسران و

 

مادران فرزندان خود قرار داد ، بدون اینکه برای دیگر فرزندان خود حق تصرف در چیزی را پس

 

از درگذشت خویش قرار داده باشد و در این باره وصیتنامه ای مرقوم و پس از گواهی بسیاری

 

از اهل بیت و اصحابش آن را مهر فرمود و لعنت فرستاد بر کسی که مهر از آن برگیرد ؛ اما

 

برادران ایشان درباره این وصیت و ترکه پدر با آن حضرت نزاع کردند .

 

 

۶) خانه ای که امام (ع) در آن رشد کرد ، عالی ترین خانه در جهان اسلام بود ، چرا که مرکز

 

تقوا و فضیلت روحانی خاص بود که بهترین بشر و امام راستین و عادل در اسلام را تربیت کرد .

 

گذشته از آن محیطی که ایشان در آن بزرگ شد ، محل زندگی بهترین مردان و دانشمندان بود

 

که زیر نظر پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (ع) تحقیق می کردند .

 

۷) رفتار امام رضا(ع) نسبت به خانواده و برادرانش نمونه ای از اثبات حق بود . امام از کسانی

 

که از دین خدا خارج شده بودند ، روی می گردانید . او سوگند یاد کرده بود که هرگز با برادرش

 

زید صحبت نخواهد کرد تا خدای متعال را ملاقات کند ، و این در حالی بود که زید مرتکب کاری

 

بر خلاف قانون الهی شده بود . کاری که باید در مقابل آن چنین عکس العملی نشان داده

 

می شد .

 

۸) در فصول المهمة گفته شده است : نقش انگشتری امام رضا ( ع ) "حسبی الله" بود . 

 

و در کافی به سند از خود امام رضا (ع) نقل شده است که فرمود : نقش انگشتری من

 

"ما شاء الله لا قوه الا بالله" است . صدوق نیز در عیون گوید : نقش انگشتری آن

 

حضرت "ولی الله" بود .

 

۹) بعد از شهادت امام کاظم (ع) ، آن حضرت در 35 سالگى عهده دار مسئولیت امامت و

 

حفظ مبانى اسلامى و رهبرى شیعیان گردید .

 

۱۰) امام رضا (ع) به علت خفقان ایجاد شده در حکومت عباسیان مدّتى از علنى ساختن

 

 

 

 

 

 

امامت خود پرهیز و با ضعیف شدن حکومت عباسیان ، حضرت امامت خود را علنى فرمود .....

 


 

 


 


 


[
] [ ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]

 

روی هر پله که باشی خدا یه پله از تو بالاتره

 

 

نه به خاطر اینکه خداست

بلکه به خاطر اینکه دستتو بگیره...

 

حضرت امام رضا (ع) مي‌فرمايد :

 

آن كس كه خود را در معرض تهمت قرار دهد

 نبايد كسي را كه به او گمان بد برده است ملامت كند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نامه ای از سوی خدا :

 

می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود .

 

همان دلهای بزرگی که جای من در آن است

 

آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم .

 

دلتنگی هایت را از خودت بپرس .

 

و نگران هیچ چیز نباش !

 

هنوز من هستم . هنوز خدایت همان خداست ! هنوز روحت از جنس من

 

است !

 

اما من نمی خواهم تو همان باشی !

 

تو باید در هر زمان بهترین باشی .

 

نگران شکستن دلت نباش !

 

میدانی ؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند .

 

و جنسش عوض نمی شود ...

 

و میدانی که من شکست ناپذیر هستم ...

 

و تو مرا داری ... برای همیشه !

 

چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...

 

چون هر گاه تنها شدی ، تازه مرا یافته ای ...

 

چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم ،

 

صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام !

 

درست است مرا فراموش کردی ، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!

 

دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...

 

می خواهم شاد باشی ...

 

این را من می خواهم ...

 

تو هم می توانی این را بخواهی ،‏ خشنودی مرا .

 

من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)

 

و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...

 

نگران نباش ! دستان مهربانم قلبت را می فشارد .

 

شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟

 

اما ، نه من هم دل به دلت بیدارم !

 

فقط کافیست خوب گوش بسپاری !

 

و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن !

                                                                                   پروردگارت ...

 

 


[
] [ ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]

قالَ رضا  علیه السلام :

لایُجْمَعُ الْمالُ إ لاّ بِخَمْسِ خِصالٍ: بِبُخْلٍ شَدیدٍ، وَ اءمَلٍ طَویلٍ، وَ حِرصٍ غالِبٍ،

وَ قَطیعَةِ الرَّحِمِ، وَ إ یثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَةِ.

فرمود: ثروت ، انباشته نمى گردد مگر با یكى از پنج خصلت :

بخیل بودن ، آرزوى طول و دراز داشتن ، حریص بر دنیا بودن ،

 قطع صله رحم كردن ، آخرت را فداى دنیا كردن .

معجزه  

قافله ای از خراسان به طرف کرمان حرکت می‌کرد . در بین راه ، دزدان بر اهالی کاروان حمله

کردند و مردی را که گمان می‌کردند ثروتمند است گرفتند و روزهای زیادی او را در میان برف

حبس کردند ، دهانش را پر از برف کردند تا مجبور شود جای پول های خود را بگوید.

سرانجام زن یکی از دزدان بر این مرد ترحم کرد و او را آزاد ساخت . مرد فرار کرد ولی در اثر

شکنجه ، دهان و زبانش به‌شدت آسیب دیده بود ، به‌طوری که دیگر قادر به سخن گفتن نبود.

شبی در خواب دید که مردی می گوید حضرت رضا (ع) وارد خراسان شده ، نزد او برو و دوای

درد خود را بخواه . او هم در خواب نزد امام رفت و امام به او فرمود : زیره و سیسنبر و نمک را

بکوب و در دهان خود نگاه دار ، خوب می شوی . مرد از خواب بیدار شد ولی به خواب خود

اعتنائی نکرد ، و سرانجام خود را به نیشابور رساند . به او گفتند امام از نیشابور رفته و اکنون

به رباط سعد رسیده است .

مرد به رباط سعد رفت و خدمت امام رسید ، با سختی فراوان جریان دزدان را تعریف کرد و از

امام خواست او را شفا ببخشد .

امام بلافاصله فرمود : برو همان دستوری را که در خواب به تو دادم ، عمل کن ...

مرد به دستور امام عمل کرد و خوب شد .

منابع :

بحارالانوار ، ج ۴۹ ، ص۱۲۴


[
] [ ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]

امام رضا علیه السلام می فرمایند :

 

 

از بخششي كه زيان آن براي تو بيش از سودي است كه به

برادرانت مي رسد ، خودداري كن .

 

 
 
 
معجزات امام رضا (ع )

مناقب حضرت رضا (ع)
حضرت رضا (ع) هر سه روز یک ختم قرآن انجام میدادند و میفرمود : اگر بخواهم در کمتر از سه روز هم می توانم یک قرآن ختم کنم ، ولیکن هنگامیکه به آیات شریفه می رسم تفکر و تدبر میکنم ، که این آیه در چه موضوعی فرود آمده و در چه وقتی نازل شده است ، و لذا قرآن را در هر سه روز یک دور قرائت میکنم. اعلام الوری با علام الهدی صفحه 438
حاكم نيشابورى از ابوالصلت هروى روايت ميكند كه وى گفت: من داناتر از على بن موسى الرضا (ع) را نديدم و هر دانشمندى هم كه با وى مجالست ميكرد اين مطلب را تصديق داشت، مأمون علماء اديان و فقهاء شرايع را در مجلسى جمع کرد و حضرت رضا (ع) را دعوت كرد تا با آنان گفتگو كند، حضرت همه آنها را مُجاب كرد، و همگان فضل و دانش وى را ستودند و عجز و ناتوانى خود را ثابت كردند ، حضرت رضا (ع) ميفرمود : من در مدينه در روضه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله مى نشستم و علماء هم در آنجا زياد بودند، هر گاه آنان در مسأله‏ اى در می ‏ماندند به طرف من اشاره ميكردند، و مسائل خود را از من سؤال می ‏نمودند، و من هم به همه سؤالات آنها پاسخ ميگفتم‏. اعلام الوری با علام الهدی صفحه 439
 ابو الصلت هروى گويد: حضرت رضا عليه السّلام با مردم به هر زبانى تكلم ميكرد، به خداوند سوگند از هر كسى بزبانش آشناتر و فصيح‏تر بود، يكى از روزها خدمتش عرض كردم: يا ابن رسول اللَّه من در تعجب هستم كه شما چگونه همه زبان‏ها را ميدانى، فرمود: اى ابا صلت من حجت خداوند در ميان مردم هستم و خداوند در صورتى با مردم اتمام حجت كرده است كه حجت وى همه زبانها را بداند، آيا نشنيده ‏اى كه اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود: به ما فصل الخطاب داده ‏اند و فصل الخطاب هم شناختن لغات مختلف است. اعلام الوری با علام الهدی صفحه 440
معجزات امام رضا (ع)
از ریان بن الصلت روایت است که گفت : وقتی که اراده رفتن به عراق کرد و تصمیم خداحافظی با حضرت امام رضا (ع) را داشتم در خاطر خود گفتم هنگام وداع با او پیراهنی از لباس های تنش بخواهم و ازدرهم او که برای دخترانم انگشتر بسازم ، چون با حضرت خداحافظی کردم ، گریه و اندوه از فراق او بر من غلبه کرد و فراموش کردم که آن دو خواسته را از حضرت بخواهم ، چون بیرون آمدم حضرت صدایم کرد ، یا ریان بازگرد ، بازگشتم به من گفت آیا دوست نمی داری که دِرهمی چند به تو دهم تا برای دختران خود انگشتر بسازی ، آیا دوست نمیداری که پیراهنی از لباس های تن خود را به تو بدهم تا تو را در آن کفن کنند ، وقتی که عمرت به پایان رسید ، گفتم ای آقایم در خاطرم بود که از شما بخواهم اینها را و اندوه دوری شما بازداشت مرا از گفتن خواسته هایم ، پس پیراهنی آورد و به من داد و بلند کرد جانب مصلی را و درهمی چند بیرون آورد و به من داد ، شمردم سی دِرهم بود. منتهی الآمال جلد 2 صفحه 874
عبداللّه بن مغيره گويد: من واقفى مذهب بودم كه به حج رفتم ، چون به مكه رسيدم ، شكى (راجع به مذهبم ) دلم را مشغول كرد، خودم را به ملتزم (ديوار مقابل در خانه كعبه كه مستحب است سينه و شكم را به آنجا چسبانيده و دعا كنند) چسبانيدم و گفتم : بار خدايا تو خواست و اراده مرا ميدانى ، مرا به بهترين دينها هدايت كن ، پس در دلم افتاد كه خدمت حضرت رضا (ع) بروم.به مدينه آمدم و در خانه حضرت ايستادم و به غلامش گفتم : به آقايت بگو، مردى از اهل عراق بر در خانه است ، آنگاه صداى حضرت را شنيدم كه ميفرمود: بفرما اى عبداللّه بن مغيره ! بفرما اى عبداللّه بن مغيره ، چون مرا ديد فرمود: خدا دعايت را اجابت كرد و به دين خودش هدايتت فرمود ، من عرض كردم : گواهى دهم كه توئى حجت خدا و امين او بر خلقش . اصول كافى جلد 2 صفحه 167
سعد بن سعد گوید : حضرت رضا (ع) به سوی مردی نگاه کردند و فرمودند : وصیت کنید ، و برای مرگ ، خود را آماده کنید ؛ این مرد پس از سه روز درگذشت. اعلام الوری با علام الهدی صفحه 432
یحیی بن محمد بن جعفر گوید : پدرم مرض سختی پیدا کرد ، حضرت رضا (ع) برای عیادت وی آمدند ، عمویم اسحاق نشسته بود و گریه میکرد ، حضرت به طرف او اشاره کردند و فرمودند : چرا عمویت گریه میکند ؟ گفتم : می ترسد پدرم از دنیا برود ، فرمود : شما غصه نخورید بلکه اسحاق زودتر از پدرت خواهد مُرد ، گوید بعد از چندی پدرم بهبودی یافت و عمویم اسحاق درگذشت. اعلام الوری با علام الهدی صفحه 432
شیخ طبرسی در کتاب اعلام الوری پس از ذکر بعضی از دلائل و معجزات حضرت رضا (ع) می نویسد : و اما آنچه بعد از وفات حضرت رضا (ع) در كنار مشهد مقدسش ظاهر شده و بركاتى كه در آنجا به معرض ظهور رسيده و مردمان زيادى آن‏ها را به چشم خود ديده ‏اند و خاصه و عامه به وى اعتراف دارند دوست و دشمن او را تصديق كرده ‏اند تا امروز زياده از حد است، و چه بسيار امراض صعب العلاج كه صاحبان آنها بهبودى يافته ‏اند ، در مشهد مقدس آن حضرت دعاهاى زيادى مستجاب شده و اندوه‏ها برطرف گرديده كه خودمان بسيارى از آنها را مشاهده كرده ‏ايم و در وقوع آن شكى نداريم و اگر بخواهيم در اين باره چيزى بنويسيم كتاب به طول خواهد انجاميد. اعلام الوری با علام الهدی صفحه 437
شیخ حر عاملی قدس سره در کتاب اثباة الهداة پس از نقل این کلام از کتاب اعلام الوری می نویسد : مولف این کتاب محمد بن الحسن الحر گوید : من بسیاری از این کرامات را چنانکه طبرسی مشاهده کرد و برای او یقین گردید در مدت مجاورت خود در مشهد حضرت رضا (ع) که بیست و شش سال بود دیدم و مشاهده کردم و یقین نمودم و در این باره اخباری شنیدم که متجاوز از تواتر است و به یاد ندارم که در این مشهد مقدس دعائی کرده باشم و به وسیله آن حضرت از خداوند حاجتی خواسته باشم مگر اینکه برآورده شد والحمد ا... و مجال را گنجایش تفصیل نیست و سخن در این باره بسیار است و به دین جهت به ذکر کرامتی به طور اجمال اکتفا کردم و آن کرامت این استکه دختری از همسایگان ما ، لال و از سخن گفتن عاجز بود روزی به زیارت قبر حضرت رضا (ع) مشرف گردید و نز قبر مردی خوش سیما که به گمان من حضرت رضا (ع) بوده مشاهده کرد ، آن مرد به او گفت چرا سخن نمی گویی ؟ ! سخن بگو ، تکلم کن ، در آن هنگام زبانش گشوده شد و لال بودن او به کلی برطرف شد و من در این معجزه این ابیات را سرودم :
یا کلیم الرضا علیه السلام و علیک السلام و الاکرام
کلیمنی عسی اکون کلیما لکلیم الرضا علیه السلام
مولف کتاب حاضر ، عباس بن محمد رضا القمی گوید : همانا من در مدت مجاورت خود در این مشهد مقدس مخصوصا در این تاریخ که ماه شوال 1343 میباشد دیدم و مشاهده کردم بسیاری از این قبیل معجزات را و یقین حاصل نمودم چنانکه آن دو عالم ربانی مشاهده کردند و به طوری علم و اطمینان یافتم که شک و تردید در آن راه ندارد و اگر بخواهم در بیان این قسمت وارد شوم از مقصود کتاب خارج خواهم شد و بسیار درست گفته شیخ حر عاملی در شعر خود که می گوید :
و ما بدا من برکات مشهده فی کل یوم امسه مثل غده
و کشفاء العمی و المرضی به اجابة الدعاء فی اعتابه
انوارالبهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 267 الی 269
alidost آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول


[
] [ ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]

 

حضرت امام رضا (ع) می فرماید :

تدبير قبل از عمل ، تو را از پشيماني در امان مي‌دارد .

 

 


[
] [ ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]

 حضرت امام رضا (ع) مي‌فرمايند :

 

در ترازوي اعمال ، هيچ چيز گرانسنگ تر از اخلاق نيكو نيست .


 


[
] [ ] [ مریم محمدی ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.... السلام علیک یا سلطان خراسان... آن دل كه به ياد تو نباشد، دل نيست قلبى كه به عشقت نتپد جز گِل نيست آن كس كه ندارد به سر كوى توراه، از زندگى بى ثمرش حاصل نيست.. یا امام رضا مددی......................
امکانات وب